در این روزها بار دیگر بحث جنگ داغ است. رسانه های ایرانی، ولی بیش از آنها رسانه های بین المللی صحبت از حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل و یا هر دو به ایران و تاسیسات نظامی و هسته ای می کنند. در ایران نیز مقامات سیاسی و نظامی روزی نیست که صحبت از اقدامات جدید در زمینه نظامی نکنند و در کلام پوزه دشمنان احتمالی و خیالی را به خاک نمالند. متاسفانه اینجا و آنجا کسانیکه حداقل ما فکر می کنیم حسابشان از حکومت و دولت جداست نیز از هم اکنون خود را آماده دفاع از دولت و نظام می کنند. اگر این حامیان نظام بی اطلاع هستند و در دام تبلیغات حکومتی افتاده اند که انرژی هسته ای را حق ملت می داند ولیکن برای همین ملت هیچگونه حق دیگری قائل نیست، فرماندهان و سرداران پاسدار واقف اند که جنگ آمریکا و اسرائیل و متحدین غربی و عربی شان علیه جمهوری اسلامی و دوستان سوری ولبنانی اش مدت هاست که آغاز شده است. دقیقا این جنگ در ژانویه سال 2006 میلادی آغاز شد. جنگ نامرئی یا جنگی در خفا که تا کنون ضربه های دردناکی به رژیم سفر در تهران و دمشق و حزب الله لبنان وارد ساخته است.
9 ژانویه 2006 میلادی
هواپیمایی حامل احمد کاظمی فرمانده سپاه در نزدیکی مرز با ترکیه سقوط می کند. احمد کاظمی بنابرآنچه در گزارش هایی سازمان های اطلاعاتی غرب آمده است از جمله مسئولین و طراحان سیستم های موشکی جمهوری اسلامی بود. احمد کاظمی مسئولیت تهیه فن آوری های لازم برای ساختن موشک های شهاب از چین و کره شمالی را عهده دار بود. موشک هایی که جمهوری اسلامی ایران با آن می تواند نه تنها شهرهای اسرائیل، بلکه برخی از پایتخت های اروپایی را نشانه رود. کشته شدن احمد کاظمی برای مدتی توسعه برنامه های موشکی ایران را متوقف ساخت. در جمهوری اسلامی سقوط هواپیمای حامل این سردار سپاه را کمبود لوازم یدکی ناشی از تحریم ها خواندند، ولی کسی توجه نکرد که احمد کاظمی با هواپیمایی از نوع فالکون سفر می کرد و تا زمان نوشتن این مقاله دفتر شرکت فرانسوی Dassault در تهران هنوز هم فعال بود.
26 ژوئیه 2007 میلادی
انفجاری در نزدیکی شهر .حلب در سوریه مرکز کلاهک سازی برای موشک های اسکاد، را به کلی منهدم ساخت. 15 مهندس و تکنسین ایرانی و سوری جان خود را در این انفجار از دست دادند. دولت دمشق پس از دو ماه سکوت بالاخره قبول کرد این مرکز را انفجاری منهدم ساخته است و حضور برخی از مهندسین ایرانی را نیز در این مرکز تایید کرد. دولت دمشق البته نظریه انفجار عمدی را رد کرد و صحبت از انفجاری به دلیل گرمای بیش از حد می کند. این انفجار در ساعت چهار و نیم صبح انجام گرفت و در آن ساعت دمای هوا در حدی نیست که باعث انفجار شود.
6 سپتامبر 2007 میلادی
کماندوهای اسرائیلی وارد خاک سوریه شده و با استفاده ازلیزر یک مرکز تحقیقات هسته ای را شناسایی می کنند. .جنگنده های تل آویو ساعاتی بعد این مرکز را بمباران کرد و به کلی تخریب می کنند. در این مرکز بنابر اطلاعات سازمان های اطلاعاتی غربی کارشناسان ایرانی، سوری و کره ای (کره شمالی) سرگرم مونتاژ دستکاه هائی برای آزمایش کلاهک های قادر به حمل پلوتون بودند.
13 نوامبر 2007 میلادی
در پارچین چندین انفجار بخشی از تاسیسات نظامی وابسته به سپاه پاسداران را می لرزاند. دولت جمهوری اسلامی هیچگونه گزارشی در این رابطه منتشر نمی سازد. در گزارشی که یکی از سفارت خانه های اروپایی از تهران برای دولت متبوعش ارسال کرده است اشاره می شود که بیش از 700 مامور آتش نشانی و بیش از یک هزار نظامی برای خاموش ساختن حریق راهی پارچین شدند.
14 فوریه 2008 میلادی
عماد مغنیه، رهبر شاخه نظامی – تروریستی حزب الله لبنان در یکی از محلات دمشق کشته می شود. عماد مغنیه یکی از چهره های اصلی عملیات نظامی حزب الله علیه اسرائیل و رابط اصلی میان جمهوری اسلامی و حماس فلسطین بود.
19 ژوئیه 2008 میلادی
یک انبار اسلحه در تهران منفجر می شود. اسلحه و مهماتی این انبار بنابرآنچه گفته می شود گویا قرار بود از طریق سوریه راهی جنوب لبنان شود. در این انفجار بیش از 15 نفر جان خود را از دست دادند و کلیه مهمات و اسلحه هایی که در این انبار بودند به کلی منهدم شدند.
اول اوت 2008 میلادی
ژنرال محمد سلیمان، مشاور امنیتی رئیس جمهور سوریه، بشار اسد، و از حامیان حزب اله لبنان توسط گلوله تک تیراتدازی که از دریا شلیک می کرد در ویلایی در شهرک دریایی تارتوس کشته شد.
این جنگ با امضای فراخوان، انتشار بیانیه، تشکیل جبهه صلح طلبان و یا تظاهرات خیابانی متوقف نخواهد شد، همچنانکه به خیابان رفتن میلیون ها نفر در زمستان 2003 میلادی نتوانست مانع اقدام نظامی در عراق در بهار همان سال شود. اگر آن زمان دولت های آلمان و فرانسه و شخصیت هایی چون پاپ ژان پل دوم علیه جنگ صحبت می کردند، و افکار عمومی غرب همراهی شان می کرد، با توجه به انزجاری که در سطح بین المللی نسبت به محمود احمدی نژاد وجود دارد، نباید در انتظار بود که این بار هم میلیون ها اروپایی ویا حتا عرب به خیابان بریزند و در حمایت از جمهوری اسلامی صدای خود را بلند کنند.
دو راه در مقابل ایران و ایرانی ها برای متوقف ساختن جنگ وجود دارد و هر راه سومی سرابی بیش نیست. راه اول نوشیدن جام زهر یعنی متوقف ساختن برنامه های هسته ای و عدم دخالت در امور دیگر کشورهای منطقه از غزه تا لبنان و از عراق تا بحرین است. جام زهری که احمدی نژادها گویا قصد نوشیدن آنرا ندارند و خامنه ای ها هم دیگر از قدرت آن چنانی برای بلند کردن این جام برخوردار نیستند. مشاور امور بین المللی آقای خامنه ای، علی اکبر ولایتی که دربسته گفته بو جام را بیاورید که بالاخره خواهیم نوشید، آنچنان تو دهنی ای از رئیس جمهور و پشتیبانان انیفورم پوشش خورد که از آن زمان دیگر حتی جرات حضور در مجامع عمومی را هم ندارد.
. همانگونه که وزیر خارجه ایتالیا در گفتگوی اخیرش با روزنامه ایل فولیو چاپ رم گفت، بدیل نوشیدن جام زهر از سوی حکومت به صدا درآمدن جامعه مدنی و کلیه کسانی که با حکومت مخالفت دارند است.فرانکو فراتینی در این گفتگو می گوید "تحریم های جدید و اجرای تحریم هایی که در گذشته به تصویب رسیده اند تنها برای فشار بر حکومت پاسداران نیست بلکه دیگر هدفش اخطار به جامعه مدنی است که سکوت اختیار کرده و خود را پشت غرور ملی پنهان ساخته است". وزیر خارجه ایتالیا که برخلاف رئیس دولت این کشور قبل از هرگونه سخنی مدت ها می اندیشد به جامعه مدنی ایران هشدار می دهد درصورتیکه سکوت خود را نشکند، مجبور به تحمل تحریم های بسیار سختی خواهد شد و دیگر حسابش از حساب دولت جدا نخواهد بود. فرانکو فراتینی البته پنجره ای را نیز به روی جامعه مدنی ایران و معارضین ایرانی می گشاید و می گوید "اروپا آماده است اگر شما غرور ملی را به کنار بگذارید، حسابتان از حکومت را جدا کنید و صدای تان را بلند کنید، ما آماده حمایت از هر عکس العمل خودجوشی در ایران هستیم."
سال گذشته در مقاله ای که در سایت گویا انتشار یافت تاکید داشتم که بهترین راه برای دور ساختن شبح جنگ و جلوگیری از وقوع این چنین فاجعه ای، گسترش تلاش ها برای تغییر حکومت در ایران است. جهان بیش از آنکه از بمب اتمی ایرانی واهمه داشته باشد از کسانی واهمه دارد که امروز کنترل این چنین بمبی را می توانند در جمهوری اسلامی ایران در دست داشته باشند. اگر واقعا معتقدیم که ایران باید به قدرتی اتمی تبدیل شود تا جایگاه خود را در منطقه تقویت کند، اولین گام در این راه گذارندن نقطه پایان بر حکومت مذهبی – استبدادی جمهوری اسلامی است، در غیر این صورت در در فهرست کشورهای طنش آفرین باقی خواهد مناند.