صفحه‌ی اصلی | Giugno 2008 »

بايگانی: Maggio 2008

11.05.08

پیش‌گفتار

به خانه‌ی مجازی که در حلقه‌ ملکوت، در دهکده جهانی، دوستان در اختیارم گذاشته‌اند خوش آمدید. این خانه که نام "بی‌پروا" برآن گذارده‌ام مکانی خواهد بود برای بیان گستاخانه و بدون تعارف نظرات و شنیدن پاسخ‌ها و انتقادات در ایرانی که سرنوشت‌اش با جهان گره خورده است، گره‌ای خطرناک که عواقب آن در مقابل چشمان همه است. ایرانی که مترادف خشونت است. ایرانی که مترادف ماجراجوئی است. و بالاخره ایرانی که دشمن جامعه جهانی به‌حساب می‌آید.

تعارف و رودربایستی را باید کنار گذاشت و بی‌پروا واقعیت‌ها را آن‌چنان که می‌بینیم و حقیقت‌ها را آن چنان که به نظرمان می‌آید بیان کرد. بازی با کلمات، استفاده از ادبیات مترادف جایز نیست و ما را به بیراهه می‌کشد. برای به دوش گرفتن گوشه‌ای از مسئولیت خطیرکمک به رشد جامعه سیاسی و مدنی ایران باید قلب مشکلات را هدف گرفت و از حاشیه رفتن پرهیز کرد. باید پرده آنچه به اشتباه ادب خوانده می‌شود را درید و صاف و پوست کنده صحبت کرد.

اینندرو موتانلی، پیش‌کسوت خبرنگاران ایتالیا و یکی از برجسته‌ترین مورخان این کشور، چندی قبل از ترک این جهان می‌گفت: "کسانی‌که از کلمات زیبا و سنگین استفاده می‌کنند و از بزرگان نقل قول می‌آورند در حقیقت چیزی برای گفتن ندارند، در غیر این صورت نظراتشان را به سادگی و با کلماتی قابل فهم برای مردم کوچه و بازار بیان می‌کردند و می‌نوشتند". مشکل‌نویسی، در لفافه صحبت کردن در بسیاری موارد، البته نه همیشه، تنها راه برای حرف زدن بدون گفتن است.

کسانیکه در آینده به این خانه "بی‌پروا" سری خواهند زد بدانند که در این‌جا به قول ایتالیایی‌ها نان را نان خواهیم خواند و شراب را شراب، تا مبادا کسی برداشتی غلط از آنچه می‌خواند داشته باشد. نویسنده با صراحت و با جملاتی ساده نظراتش را بی‌پروا خواهد گفت و با همان بی‌پروایی هم آماده شنیدن انتقادها، نظرات مخالف و حتی فحش‌های معقول خواهد بود.

چندی پیش دوستی در پاسخ به انتقادی گفت: "من از شما که برسرسفره من نشسته‌ای و با من نان و نمک خوردی، انتظار نداشتم صریح انتقاد کنی و این گونه بی‌پروا صحبت کنی". من برخلاف این دوست برای کسانی‌که با من نان و نمک خورده‌اند، بر سر سفره‌ام نشسته‌اند، و کم هم نیستند، بیش از دیگران انتظار دارم مرا به باد انتقاد گیرند و صریح نظرات متفاوت‌شان را به این خانه مجازی بفرستند و تعارف و تعارف بازی را کنار بگذارند، که جامعه ما محتاج گفتگوها بی‌پروا و گستاخانه است.

هدف دیگر نویسنده از حضور در حلقه ملکوت جهانی کردن ایران و خروج از دایره محدودی است که متاسفانه بسیاری از ایرانی‌ها در آن خود را پنهان کرده‌اند. آنچه دیروز در کشور ما گذشت، آنچه امروز در کشور ما می‌گذرد و آنچه فردا خواهد گذشت زمانی دیگر و در شکلی دیگر بدون شک در نقطه دیگری از جهان اتفاق افتاده است. اگر ما با این وقایع آشنا نباشیم، آنها را بررسی نکنیم، نخواهیم توانست از تکرار اشتباهات دیگران در کشورمان جلوگیری کنیم. جامعه جوان ایران، برخلاف آنچه برخی معتقدند، بسیار ناپخته و بی‌تجربه است و عدم موفقیت تلاش‌هایی که در سال‌های اخیر برای سوق جامعه به سوی دموکراسی انجام گرفته است، نشان از ناآشنایی کامل با تجربیات دیگر کشورها دارد. شکستن حلقه‌ای که ایرانی‌ها خود را درآن اسیر ساخته‌اند و حضور فعال در جهانی‌شدن که روندی غیرقابل توقف است، شاید اولین گام برای ساختن جامعه‌ای سالم، آزاد و دموکراتیک باشد. دنیا را نباید در ۱۶۴۸۰۰۰ کیلومتر مربع ایران محدود ساخت، ماقبل از اینکه ایرانی باشیم، انسان و شهروند جهانیم.