« مذهب و قوم برتر و حقوق بشر | صفحه‌ی اصلی

24.09.08

پرسش وزیر ایتالیایی از کارگردان ایرانی

دوهفته ای از دنیای سیاست دور بودم و در جزیره لیدو که زشت ترین جزیره شهر رویایی ونیز است با هنرپیشگان، کارگردانان و هنرمندان هم پیاله بودم. بین این فیلم و آن فیلم صحبت از سینما بود ولی خوب در بسیاری از موارد پای ایران، سینما و هنرمندانش نیز به میان کشیده می شد. ایتالیایی ها، و به طور کل غربی ها از درک ما ایرانی ها عاجزند. روز آخر جشنواره، یکی از جوایز کناری به فیلم "خستگی" تعلق گرفت. فیلم جالبی است، صحبت از زندگی و مشکلات روزمره ترانس سکسوال ها می کند. البته نگاه کارگردان بسیار سطحی است و فیلم به ظاهر امر پیش از عمق مساله می پردازد. با درنظر گرفتن مشکلات قانونی، سنتی و مذهبی و سخت گیری های ارشادی، شاید ساختن فیلمی عمیق تر امکان پذیر نبود. البته قصدم نقد فیلم نیست، چون منتقد سینمایی نیستم، منظور چیز دیگری است. روز آخر جشنواره یکی از جوایز کناری نصیب این فیلم شد. این جایزه از سال گذشته از سوی انجمن "خردگرایان و خداناباوران" اهدا می شود. کارگردان خستگی نمی دانم از ترس یا به خاطر باورهای مذهبی اش سخت نگران و ناراحت شد و جایزه را به صاحبانش برگرداند، که البته این امر را توهینی به خود دانستند و در اطلاعیه ای این ناراحتی را به صورت بارز منعکس ساختند.
بگذریم که در جشنواره های بین المللی شاید برخی در مراسم اهدای جایزه حاضر نشوند و عذر بخواهند، ولی موسوم نیست جایزه ای را پس فرستاد. این تصمیم کارگردان خستگی موضوع یکی از بحث های شب آخر و ضیافت پایانی جشنواره بود. وزیر سابق فرهنگ ایتالیا که در گذشته دو دوره شهردار رم بوده است و قرار هم بود نخست وزیر بشود مساله جالبی را مطرح می کرد.
می گفت نکند کارگردانان ایرانی تصور کرده اند فیلم هایشان به خاطر ارزش هنری شان به جشنواره ها دعوت می شوند؟ اگر کشور شما کشوری مساله ساز نبود و کارگردانان زیر تیغ سانسور و خود سانسوری قرار نداشتند شاید 70 یا 80 درصد از فیلم هایی که در دو دهه گذشته در جشنواره های بین المللی اکران شدند هرگز از ایران خارج نمی شدند، همان گونه که هرگز به سالن سینماها راه پیدا نمی کنند. این وزیر سابق تا حدی حق دارد. البته نه تمام فیلم های ساخت ایران ولی بدون شک بسیاری از آنها چون فیلم هایی که از کشورهای غیر دموکراتیک دیگری چون چین به جشنواره ها دعوت می شوند برپایه مسائل سیاسی گزینش شده اند و بر همین اساس هم جایزه دریافت می کنند. اگر کسی این نظریه را قبول ندارد کافی است به سوالات خبرنگاران در کنفرانس های مطبوعاتی و مصاحبه هایشان با کارگردانان ایرانی توجه کند که همه در رابطه با مسائل سیاسی ونقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی است و اندکند پرسش هایی که می توان آنها را هنری و یا سینمایی طبقه بندی کرد.
فیلمی که به دلایل سیاسی گزینش شده است، چون فیلم خستگی، تنها جایزه ای هم که می تواند به دست آورد جایزه ای است سیاسی. اگر کارگردان این چنین فیلمی از دریافت این چنین جایزه ای واهمه دارد، چرا به جشنواره ها می رود؟ این سوالی بود که آن وزیر ایتالیائی مطرح ساخت و راستش را بخواهید نه تنها پاسخی برای آن نداشتم بلکه این پرسش برای خودم هم مطرح است.

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4344

نظرها

غربی‌ها به دوجنسیتی‌ها ترانس‌سکسوال نمی‌گویند بلکه آن‌را هرمافرودیت می‌نامند. و البته اگر به دنبال معادلی برای ترانس‌سکسوال هستید (که فکر می‌کنم در این نوشته منظور همین بوده، نه دوجنسیتی) می‌توانید آن‌را تراجنسیتی بنامید.

خودتان در مصاحبه‌ای درباره‌ی استفاده‌ی غلط از معادل‌های فارسی صحبت کرده بودید و مردم‌سالاری را هم مثال زده بودید، که در اصل معادل پلورالیسم است نه دموکراسی. این نوشته را که خواندم یاد حرف خودتان افتادم. امیدوارم باعث ملال نشده باشم؛ فکر می‌کنم گاف دادن برای همه پیش آمده و پیش می‌آید. و البته بگویم که کل مطلب بسیار جالب و خواندنی بود.

درود

از راهنمائی شما متشکرم. در این مورد خودم هم شک داشتم. ترجمه فارسی ترانس سکسوال را از متن حذف کردم.

با درود جاي بسي خوشبختي است كه وبلاگِ اماسوت و كورشماراپيداكردم.به هرروي اول بگم كه مرگ برآمريكا بعدشم گفته باشم مرگ براسراييل اماحرف وزيرايتاليايي كاملادرسته يهني شماهرچه بيسوادترباشي ودرفيلمسازي پخمه ترباشي امايه كاررابلدباشي نونت توي روغنه! واون يه كاربه افتضاح كشوندن جامعه ي ايرانه مثلااينكه بيايي وحتي به دروغ هم شده مردم ايران رادرحال استحمام در خزينه تصوروتصوير كني .اصلا چراراه دوربريم؟ببين احمدجان اصلا يه پيشنهادمن فرزنديكي ازمادراني هستم كه سنگسار شد(باورنميكني؟)ميخواي باور كن ميخواي نكن اما منو به يكي از اين كارچرخوناي ايراني معرفي كن تا كلي سيمرغ بلورين و كلي لوح افتخارومدال وازاينجورچيزانصيبش كنم با سندومدرك بياد از زندگي من فيلم بسازه تا هم مردم دنيا بدونن كه مرگ تدريجي يعني چي و هم اينكه منو زودتر مثل مادرم اعدام كنن و هم اينكه اين كارچرخوناي بيكار اينقدر كف اين شهر بيكار نگردن و موهاي مرده شوريشونو نذارن بياد تا نزديك زانوهاشون ...بدرود

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)